سلام سلام سلام
شرمنده از همه دوستان عزیزم عذر خواهی می کنم برای اینکه دیر شد ولی خودتون بهتر می دونید امتحاناتو و مشکلاتو.... دو سه بار نوشتم ولی به دلایل مختلف موفق به به اجرا در آوردن اونا نشدم در هر صورت منو ببخشید
حتما سوالم یادتون رفته برای اینکه یادتون بیاد یکبار دیگه پست قبلیو بخونید !!!! خوب زحمت نکشید یه کوچولو دوباره می گم مگر معطی شی می تواند فاقد آن شی باشد؟ یعنی اگر ما بدی داریم حتما خدا هم داشته که ما به دنبال آن این بدی را از خدا گرفتیم مگه نه؟؟؟ خوب اول از همه باید بگیم این سوال کاملا اشتباهه و فرض درستی نیست قبول مثلا اگه شما علمی نداشته باشید هر گز نمیتونید اونو به شخص دیگه انتقال بدید ولی این در مورد زمینی هاست و آیا آسمانی ها هم اینگونه اند؟شاید نشه مکان تعیین کرد چون خدا مکان نداره ولی برای جواب به این سوال این طوری شروع می کنیم:شیر چیست؟ حیوانی است درنده با دو دست ودو پا و... پرنده چیست؟ حیوانی است با دو پا وپرهای زیبا یک منقار و... انسان چیست؟ حیوانی است ناطق با دو دست و دوپا و....
خوب فرق بین انسان وحیوان چه شد فقط در ناطق بودنش است؟ انسانی که اشرف مخلوقاته انسانی که جانشین خدا است انسانی که جهان برای او آفریده شده انسانی که بهشت ودوزخ برای اوست آیا اینها فقط برای ناطق بودن انسان است؟ یا خود بهتر میدانید چیزی که باعث تمایز اصلی انسان وحیوان میشه قدرت انتخاب و اختیار و تعقل وتفکر اوست این است که انسان را از سایر موجودات متمایز می کند
این یعنی اشرف مخلوقات شدن این یعنی برای خود خدا برگزیده شدن این یعنی به بهشت یا دوزخ رفتن این یعنی افتخار آفریننده بر آفریده این یعنی سجده عالمیان برانسان!!!!!
پس ای انسان خوب گوش فرا ده اگر می خواهی انسان بمانی باید از این دو قوه به خوبی استفاده کنی خوب لازمه استفاده از این دو نیرو چیست؟ خوب همه می دانیم این عقل است که بهترین راه را انتخاب میکند و هیچ وقت راه اشتباه در اختیارمون قرار نمیدهد خوب اینکه نشد اختیار اگر قرار باشه ما فقط تحت تاثیر عقلمون باشیم که دیگر قدرتی نخواهیم داشت اختیار یعنی اینکه هم بد باشه وهم خوب عقل که خوبه پس بده چیه؟؟؟؟ و این بد همان نفوسی است که در درون ماست مثل نفس اماره این نفس است که مارو به بدی فرا می خواند واین انسان است که با قدرت اختیار فکر می کند وبهترین را بر می گزیند مثلا شما فکر کنید دوراه بد وخوب در پیش روتون قرار داره شاید نفستان همان اماره راه بد را به شما پیشنهاد بدهد ولی این شما هستید که می توانید تصمیم بگیرید و هیچ اجباری در کار نیست واین تصمیم شما باعث میشه یا به کمال برسید یا در جهنم فرو بروید پس لازمه انسان بودن همان قدرت اختیار و عقل است همانطور که لازمه حیوان بودن نبود این دواست وهمانطور که لازمه پرنده بودن قدرت پروازو... است و اختیار یعنی اینکه هم بد وجود داشته باشه وهم خوب آیا خداوند هنگام آفرینش حیوان نعوذ بالله این دو قدرت را نداشت تا بتواند حیوان را بیافریند که حال ما توقع داشته باشیم هنگامی که بدی وجود دارد پس خدا داشته؟ آیایک مخترع که رباتی را به شکل حیوان می سازدباید آن اجزارا داشته باشد؟ که ما توقع داریم خدا داشته باشد؟ درضمن بدی یعنی نبود خوبی شاید بشه این طور گفت خدا خوبی هایش را داده اگر ما استفاده کنیم که هیچ و اگر استفاده نکنیم نامی بر آن می نهیم که بدی نام دارد پس بد بودن یعنی نبودخوبی همانطور که تاریکی یعنی نبود نور و....
نمی دونم تونستم خوب باز گوکنم یا نه؟ در هر صورت هر کی مشکلی داره یا با این حرفا مخالفه زودتر بگه یا ما اونو قانع می کنیم یا اون ما رو باشه؟؟؟؟؟؟
سوال بعد: بچه ها به سوالا جواب بدید دیگه خوب؟
تبعیض -بی عدالتی این هم شد خدا؟! مگه نمی گن خدا از همه صفت های بد مبری است پس چرا بین بندگانش تبعیض قائل شد؟ چرا یکی را سیاه آفرید ودیگری را سفید؟ چرا یکی پولداره دیگری فقیر؟ چرا اون خوشگله من زشت؟ این هم شد عدالت؟ آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلا معنی تبعیض یعنی چه؟تبعیض یعنی این که شما حقی داشته باشید حقتان رابگیرند وبه دیگری بدهند میشه بپرسم آیا ما در مورد قیافه ظاهریمان هنگامی که خدا ما را خلق می کرد حقی داشتیم که حالا خدا اون را ازما گرفته؟مگر قراره تمام انسان ها پولدار باشن یا همشون خوشگل؟هنگامی که خدا حضرت آدم را آفرید فرمود : "فتبارک الله احسن الخالقین" آیا منظورش فقط حضرت آدم وقیافه ظاهریش بود؟ در ضمن هرکدوم از ماها زیبایی را در یک چیز نمی بینیم آنقدر که بعضی ها دوست دارن موهای طلایی با چشمانی آبی داشته باشن خود اون آدمها دوست ندارند(البته ما معمولا از چیزی که داریم راضی نیستیم!) به قول یکی از معلمام که متولد انگلستان است میگه :اونجا در مورد این جور آدما فقط جک درست می کنند!!!!!!!! زیبایی امری است سلیقه ای هیچ کس نمی تواند به قطع بگوید فلان چیز زیباست چون همیشه کسی پیدا میشه که با او مخالفت کنه همچنین آیا ما فرق قائل میشویم یا خدا؟خداوند هنگامی که سیاهان را آفرید هیچ گاه نگفت که آنان زشتن حتی در زمان های خیلی قدیم هم سیاهی عیب نبود البته الان کشور هایی در آفریقا هستند که نژاد پرستن و سیاهی را حسن می دانند واز سفیدان بیزارند پس زیبایی امری کاملا شخصی است همچنین اگر خداوند گل را آفرید در کنارش خار را هم آفرید اگر جنگل قرار داد بیابان هم آفرید تا ویژگی هریک بارز تر شود اگر قرار بود خدا همه را یکسان می افرید دیگر زیبایی معنایی نداشت گل رز زیباست تصور کنید به باغی پر از گل رز بروید و هیچ گل دیگری را تا به حال ندیده باشید آیا در آن موقع هم گل رز زیباست؟ اگر هم زیبا باشد بعد از مدتی دل را می زند ودیگر زیبا نیست پس اگر قرار بود همه مثل هم بودند که دیگر زیبایی معنا نداشت بلکه دنیا کسل آور می شد در مورد فقیران وپولداران(بعد از اینکه خدا را قبول کردیم) خداوند متعال در قران کریم می فرماید:"به بعضی مال بیشتری دادیم آیا نمی خواهند از مال ما انفاق کنند؟"(عین آیه را نمی دانم) پس اگر پولداری اول به این فکر کن که همه آنها را خدا داده ومی تواند دوباره آنها را بگیرد در ضمن اگر تمام پولداران جهان پول خمس وزکاتشان و... را می دادند دیگر فقیری نبود!پس در این مورد هم مشکل از خودمان است
خداوند جسم نیست که بخواهد ماده را دوست داشته باشد خالق تمام مخلوقاتش را دوست می دارد آنهم خالقی مانند خدا. خداوند می فرماید"ان اکرمکم عند الله اتقاکم" خدای زیبای آفریننده زیبایی خودش زیبایی را معنا کرده است از این بیشتر؟
همون طور که گفتم این ما هستیم که اینها را تبعیض مینامیم مثلا کسانی را که عقب ماندگی ذهنی دارند دیوانه می پنداریم در صورتی که آنان هم انسان هستند وفقط اقلیت را تشکیل می دهند آیا خداوند بر آنان برچسب دیوانگی زده است؟؟ هر چه می کشیم از خودمان است هر مشکلی هست از جانب خودمان است آیا این انصاف است که خداوند را مقصر بدانیم؟؟(اگر کسی با این حرفا مخالفه دستا بالا گوش میکنیم)
بی زحمت به این سوال هم جواب بدید : مگر نمی گوییم خداوند هیچ صفت بدی ندارد و اعطا کننده خود باید دارای آن باشد پس اگر ما بد هستیم آیا خداوند بد بوده که این بدی به ما منتقل شده؟؟؟
کمک...کمک...کمک...
به نظر شما بعد از اثبات وجود خدا باید به چه چیز پرداخت؟اصلا اثبات کنم یا شبهات را بیان کنم؟
کمک کنید یادتون نره ها؟
در این که جهان منظم است شکی نیست(حرفیه؟) با قبول این حرف طبق تراگذری ریاضی:
جهان منظم است / هر نظمی ناظمی دارد
- وجودش الزامی است (واجب ااوجود)
- می تواند باشد یا نباشد(ممکن الوجود)
- اصلا وجود ندارد(ممتنع الوجود)
پس ناظم یا باید واجب الوجودباشد یا ممکن الوجود.می دانیم جهان ممکن الوجود است (معلول) وهر ممکن الوجود (معلول) نیازمند علتی است پس جهان نیازمند علتی است این علت یا خودش یا غیر از خودش است اگر خودش باشد که دور ایجاد می شود که از لحاظ عقلی غیر ممکن است یعنی چیزی نمی تواند خودش علت به وجود آمدن خودش باشد و به جز این در یک زمان هم باشد(چون علت است) وهم نباشد(چون معلول است) که این هم خدایی نمیشه !پس فرض این که ناظم جهان ممکن الوجود باشد رد شد فقط واجب الوجود باقی می ماندکه این واجب الوجود وجوش لازم وضروری بوده وهست یعنی جهان هیچ وقت از وجودش بی نیاز نبوده که ما به این واجب الوجود خدا می گوییم (هر کی هر چی دوست داره می تونه بگه)پس ثابت شد که خدا وجود دارد(نشد!؟)
هر کس با این حرفا مشکلی داره لطفا بیان نماید هیچ کس به او انگ بی دینی وکافری نمیزند ممنون میشم. گزیده نظرات را هم می توانید در ادامه مطلب مشاهده نمایید (البته نظر همه محترم وقابل تامل بود ولی به خاطر محدود بودن فضا وحوصله خواننده از نوشتن آن خودداری می نمایم)
به نام یاری رسان ناتوانان
اولین باری است که مینویسم همیشه همه چیز را میگفتم ولی خیلی زود فراموش میشدند تصمیم گرفتم به کمک دوستم بنویسم نه برای دل خودم نه برای خالی کردن خود نه برای... نه برای... فقط برای خدا . خدا تو زمین خیلی مظلوم واقع شده است بعضی از ماها ادعای عشق وعاشقی میکنیم نسبت به او. ولی تا به حال وظیفه خود را ادا کرده ایم؟ غیر از اینه که تو وبلاگ هامون مینویسیم مردم این جورند آدما اون جورند خدایا این چه سرنوشتی بود و... هزاران درد ورنج دیگر خیلی هامون تو وبلاگامون در مورد عشق هامون( پسر دختر کتاب داستان وطن و...) حرف میزنیم ولی تا به حال در مورد عشق حقیقی حرفی زده شده است؟! دوستان عزیزم که اکثریتمان ادعای اسلام میکنیم آیا میدانیم اسلام چیست؟ خدا واقعا کیست؟ اگه ازمون بپرسند چرا اسلام را قبول کردیم چی میگیم؟اگر بگویند خدایت را نشان بده چه حرفی داریم؟ اگه بگن چرا اسلام برترین دین است چی خواهیم گفت؟ به قول یکی از معلمام فقط تو گوش ما فرو کرده اند اسلام دین خدا گناه جهنم بهشت و... ولی برای هیچ کدام هیچ توضیحی نداریم آنها را به ما تحمیل کرده اند از وقتی به دنیا آمده ایم مسلمان بودیم خودمان هیچ چیز را انتخاب نکردیم و الان هم که عواقبش را در جامعه میبینیم آیا من به نوبه خودم وظیفه در تبلیغ دینم ندارم؟ من دراینجا مینویسم از همه خوانندگان هم خواهش میکنم طوری این وبلاگ را بخونند که انگار تا به حال نامی از اسلام نشنیدند و نظراتشان را بنویسند تا باهم خدا را همان طور که هست بشناسیم
به نظر شما میشه آدم چیزی رو که نمیبینه قبول کنه ؟ اصلا خدایی هست؟
